تبليغاتX
سلطان عشـــــــق
                              به نام خدا

سلام....
مجله هاي زيادي براي ويژه نامه نوروزي خود،به سراغ فرزاد حسني براي مصاحبه رفتند واقاي حسني هم باانها مصاحبه كردندولي پرمحتواترين مصاحبه اي ايشان با مجله هفتگي سروش بود كه خواندش خالي از لطف نيست.....

چه عاملي باعث علاقه تان به دنيايي اجراشد؟

راستش بازيگري هميشه ازبچگي همراهي ام ميكرد اولين سريال تلوزيوني كه واقعا مرابه سمت بازيگري بردند،دوسريال تلوزيوني((سربداران و سلطان وشبان ))

بودند اين دوسريال من رابه بازيگري علاقمندكردند.اما علاقه اي من به اجرادليل ديگري داشت.بعدااز اينكه به بازيگري علاقمندشدم اجراهاي استادنوذري من رابه دنيايي اجرا نزديك كرد.بعدازاينكه اجراهاي ايشان راديدم وشنيدم متوجه شدم دردنياي اجراميتوان كارهاي جديدي انجام دادكه تاان زمان مغفول مانده وكسي ان راتجربه نكرده بود اجراهاي اقاي نوذري اين نشانه رابه من داد كه ميتوان دنياي جديدي دراجرارا خلق كرد.باهمه محدوديت هايي كه ان زمان چه ازلحاظ امكانات مالي وچه ازلحاظ رسانه اي داشتيم.ايشان اجراهايي بسيارقوي وخوبي داشتند
اولين اجراهايي كه از مرحوم نوذري به يادداريد؟
براي من ((صبح جمعه باشما))و((مسابقه هفته))اقاي نوذري اولين اجراهاي ماندگار درذهنم است،البته قبل از اين اجراها،يكسري كاست هايي ازاجراهاي قبلي ايشان شنفته بودم كه باعث تعجب من شده بود.بعدها كه((صبح جمعه باشما))شروع شد ودركنارش هم مسابقه هفته،نه تنها من،فكرميكنم تمام ايران درگير اين شيوه اي اجرابودوهركسي كه ((مسابقه هفته)) راميديد وهركسي كه ((صبح جمعه باشما))راميشنفت،ازاين شيوه اجرا خوشش مي امد،نميدانم تاچه اندازه يادتان هست،ان موقع صبح هاي جمعه روي ميز اشپزخانه،حتما دركنار صبحانه راديو جزلاينفك بود.من باوجوداينكه ان سالها كنكورداشتم يادرگيرامتحانات نهايي بودم،((صبح جمعه باشما))هيچ وقت ازبرنامه اي كاريم حذف نشد.اجراي((مسابقه هفته ))هم كه بي نظير بود.من شبهاي جمعه حتما بايد برنامه مسابقه هفته راميديدم بعد كه مسابقه هفته تمام شد.راديو رااماده ميكردم وراه شب پنج شنبه شب اقاي نوذري راكه بااقاي جاويدنيا اجراميكردندميشنيدم،بعدكه تمام مي شد،مي خوابيدم تا صبح فردا كه برنامه ((صبح جمعه باشما)) شروع مي شد
اولين ديدارتان بااقاي نوذري:؟
اين اتفاق خيلي بي نظير است.تابه حال هم جايي نقل نكرده ام.من باخانم معصوم زاده ـيكي ازتهيه كنندگان خيلي خوب راديو-برنامه ((راه شب))پنج شنبه شبها راداشتم.يكسري حكايت هاونمايش نامه هارااجرا ميكردم.يك شب باهم توي پخش نشسته بوديم گفت:((فرزاد حسني يادت باشد من يك برنامه ميخواهم كاركنم،منوچهر نوذري هم هست،بيا باهم كاركنيم))من اول فكركردم كه ميگويد منوچهراذري.اين توفيق راداشتم كه باقاي اذري مدت ها بوددرراديو كارميكردم.گفتم((باشد حالامابااقاي اذري درايم كارميكنم،خودم باايشان هماهنگ ميكنم))گفت((منوچهرنوذري))گفتم((چي))گفت((منوچهرنوذري))وقتي تازه فهميدم كه مدنظرش منوچهرنوذري است،چنان جيغي زدم كه فكرنميكنم ازاين صدا بلندتر تابه حال درپخش شبكه سراسري ازكسي ساطع شده باشدوقرارشدمن روزدوشنبه به راديوي ارك ميدان پانزده خرداد بروم واقاي نوذري راببينم وقتي واردشدم ايشان دراستوديوي چهارده داشتند تكست هارااماده ميكردندوبراي اولين بار داشتم كسي كه سال ها به ايشان علاقمندبودم مي ديدم.فضاي بسيارعجيبي بود.دقايق اوليه كاملا درسكوت گذشت.ورود من باسلامي همراه نبود.كناري ايستادم.خانم معصوم زاده كناراقاي نوذري ايستاده بود واقاي نوذري هم برگه هاي تكست راتصحيح ميكردند.چنددقيقه اي ايستادم.بعدسلام كردم نگاه كردند وگفتند:((سلام))گفتم((فرزاد حسني هستم))گفت((فكرميكردم مسن ترباشي))

قبلا اجراهایتان راشنیده بودند؟
گمان میکنم کارها راشنیده بودند.کارهای تصویری من رابعدهادیدند که خیلی خوششان امد .گفتند((فکرمی کردم مسن تر باشی))گفتم((نهَ متاسفانه سنم همین قدراست))رفاقت ورابطه استاد وشاگردی شروع شد.این رفاقت دربرنامه((پنج شنبه شنیدنی))ادامه داشت.به هرحال انتهای رفاقتمان به انتهای عمراستاد رسید.بعضی ازادمها راتاازدور میبینی خیلی دوستشان داری.امکان دارد عاشق کارشانَ.حرفه شان وشخصیتشان باشی.اما وقتی به این ادمها نزدیک میشوی وباانها همکار میشوی.امکان داردان محبت اولیه نزول پیداکندوسطحش کم شودیاامکان دارد کلا ازبین برود وجایش را نفرت بگیرد.نوذری اینگونه نبود.وقتی باایشان کارکردم محبت که افزون شد.ارادت من هم فزونی گرفت.وتازه ازنزدیک فهمیدم باچه استادتمام وکمالی روبرو هستم.که ماحداقل نظیرش رادر ده یا بیست سال اینده نخواهیم داشت.شخصی که اینگونه به زوایایی کارش واردودرچند هنرتوامان باتوفیق همراه باشد.اکثرا کسانی که چندکاره هستند ممکن است دریکی-دوکار شاخص باشند ودربقیه فقط حضور داشته باشند.اما استاد توذری درهرکاری که وارد میشد می درخشید.شما حضورش رادرتئاتر دیدیدکه توفیق خاص خودش راداشت وتمدیدزمان های اجرارا.حضورش درسینما.حداقل به عنوان امضاءدرفیلم((چندمیگیری گریه کنی))واقعا تاثیر گذاراست.همه می دانند اشتباه ندارد.درزمینه اجرا وبازیگری هم حداقل می دانم که فعلا دراندازه استاد کسی نیامده

دوستهای خوبم.به علت طولانی بودن مصاحبه..من قسمت اول ان راگذاشتم وقسمت بعدی مصاحبه رادرهفته اینده برایتان میگذارم...خواندن قسمت بعدی مصاحبه اقای فرزاد حسنی رابه همه ای شماَ.خاصه انهایی که به مقوله ای اجراعلاقمندند توصیه میکنم...
دراخر به رسم اقای حسنی..خداحافظ همین حالا

                             

                       

                              

ادامه مطلب
+ تاريخ یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:59 نويسنده رویا |